دنیام دنیای یه دختر نیست

حفره درون سینم از  اون جای شروع شد که ادماهای که تو زندگیم اومدن و رفتن تا یه جای باهم بودن , تا یه جای  تو غم هام بودن  , تا یه جای دوسم داشتن و تا یه جای .......

اونقدر یه جاهای زندگیم زیاد شدن که باور ادم ها تو دنیای واقعی برام سخت شده

دختر که باشی توجه می خوای , وقتی یه لباس جدید می پوشی یکی باید باشه ازت تعریف کنه  , وقتی بی خودیِ بی خودی ناراحتی و اشکات امون نمیده حرفای بی خودی بزنه تا ناراحتید و اشکات یادت بره , برات گل بخره , برات دیوانه بازی کنه  ,  بالخره یکی باید باشه  تا براش ناز کنی و .....کلی کارای دیگه اما!    

 این منم  با کلی حس  دخترون خفه شده تو وجودم ....

موهای بلندم رو که شونه می کنم  , به ناخنای بی لاکم که نگاه می کنم بغضم میگیره

بغضم می گیره واسه هدر رفتن همه زیبایی که خدا بهم داده و حوصله ای که خیلی وقت ندارمش , از روزی که بودم ولی دیده نشدم ,  از روزی که حفره تو سینه م ایجاد شد.

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید