من توی این زندگی ِ ____کثافت چیکار می کنم

-از این همه رنگ و ریا داره حالم بهم می خوره ، حالم بهم می خوره از این کثافتی توش دارم دست و پا میزنم .  این چسب لنعتی به دهنم چسبوندم تا صدام در نیاد ، تا نگم آی ادما چقدر پست و کثیفیت   ، بوی گندتون زندگیم برداشته.

-جای خالی حلقه م توی انگشتم درد می کنه، دوباره دوباره باید تظاهر کنم همه چی خوبه  ، گاهی خودمم از خوش بین بودنم خسته میشم ، من چرا یاد نمی گیرم نباید به همه خوبی کرد  .

-صراحط کلامت مثل همیشه خنجر شد رفت تو وجودم ، به تو که میرسم حرفم نمیاد .

-زندگی دیگه گاهی هم مجبوری باهاش هم جریان بشی ، رویاها و خواسته هام رو  خوبِ خوب میکشم و میزارم تا به وقتش برم سراغشون ، مخالفت کافیِ منم مثل گروس عبدالملکان پذیرفتم .

-چند ماه شایدم چند سال نمیدونم شایدم اصلا نشه ولی باید شروع کنم به تمرین، واسه نبودن ها .

- حالا این روزای منم مثل همون جمله پشت کامیونیِ ، کوچه بازاری که میگه  رو هم رفته ، روحم رفته ....... 

/ 0 نظر / 29 بازدید